تبلیغات
طنز در سینما و تلویزیون - جدیدترین مصاحبه مهران غفوریان

www.tans.mihanblog.com

 

طنز در سینما و تلویزیون


 

منوی کاربری

 

به وبلاگ طنز در سینما و تلویزیون خوش آمدید.


افراد آنلاین در وبلاگ :


نظر سنجی

‌به نظر شما بهترین بازیگر طنز کیه؟









 

 

آدرسهای ورود

 

 -=-=- آدرس ورودی 1 -=-=-

 -=-=- آدرس ورودی 2 -=-=-

 -=-=- آدرس ورودی 3 -=-=-

 -=-=- آدرس ورودی 4 -=-=-

 

صفحات اضافی

 

 

صفحات وبلاگ

 

 

لینک به ما / لوگوی دوستان

 

 

لینک به طنز در سینما و تلویزیون

 


طنز در سینما و تلویزیون

 


لوگوی دوستان

 

 سریالهای ایرانی وبلاگی درباره سینمای ایران مهران مدیری

 

برای تبادل لوگو پیغام بگزارید

 

 

آمار بازدید

 

امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
ایجاد صفحه : - ثانیه

 

با تشکر از

 

 

  برای دیدین قالبهای آماده برای وبلاگ اینجا کلیک کنید


طراحی از : مجتبی ابراهیمی

قدرت از : میهن بلاگ

 



 

 جدیدترین مصاحبه مهران غفوریان [عمومي , ]

     گفت و گو با مهران غفوریان
 
            بازى اجبارى
 

ساختمان شرق را پیدا نمى كند و مثل همیشه حوصله پیداكردن آدرس را ندارد. خیابان زاگرس را «ورود ممنوع» مى آید تا سرآخر ساختمان را مى بیند. با روزهاى اوج خودش خیلى فاصله دارد و دیگر از آن آدم شوخ و شنگ كه كنترل كردنش كار هر كس نیست خبرى نیست. روى سر و صورتش چند جاى زخم و سیاهى دیده مى شود كه گواهى از تصادف هفته گذشته اش مى دهد. اینها همه دست به دست هم مى دهند تا تفاوتى باشد میان امروز و دیروزش.«مهران غفوریان» از همان روزى كه براى برنامه ،۳۹ تست بازیگرى داد خودش را باور كرد. پشت سر هم بازى مى كرد و از آنجایى كه معتقد است كاشف استعدادهاى بازیگرى در طنز است به كارگردانى روى آورد. مى گوید وقتى بازى مى كردم نمى توانستم ببینم كه كارگردان از بازیگران نمى تواند بازى بگیرد و این موضوع او را رنج مى داد تا جایى كه به گفته خودش «جواد رضویان» را وارد عرصه بازیگرى كرد.بهانه گفت و گوى ما با او یك دلیل و دو دلیل ندارد و همه این اتفاقات كه براى او طى این چند سال گذشت مى تواند هركدام بهانه اى باشد براى یك گفت و گوى مفصل. او این شب ها به دلایلى كه خودش در مصاحبه از آن گفته در مجموعه ناموفق شبكه سه و نیم بازى مى كند و خبرهایى هم از آینده فعالیتش در سینما و تلویزیون به ما مى دهد.مجموعه «گل من گلى» به كارگردانى قاسم جعفرى و بازى غفوریان نیز قرار است از شبكه تهران پخش شود. شاید بشود اسم این مصاحبه را به نوعى «درددل» گذاشت. در طول مصاحبه غفوریان آرام و قرار نداشت و از جایش بلند مى شد و مى نشست و... تازه یك اتفاق مهمتر در زندگى اش رخ داده و آن اینكه به تازگى ازدواج كرده است.

•باورت مى شه نمى دونم باید مصاحبه را از كجا و با چه سئوالى شروع كنم؟
آره. ولى چرا؟
•چون توى این چند وقت اینقدر اتفاقات مختلف براى تو افتاده كه نمى دانم باید با كدومش مصاحبه را شروع كنم. حالا به نظر خودت از تلویزیون بگم یا از سینما؟
از تلویزیون نگو، از سینما بپرس.
•چرا؟ تو كه همیشه مى گفتى من بچه تلویزیونم؟
آره ولى ضدحالى كه تلویزیون توى این دو سال به من زد، هیچ كس نزده بود و شاید باعث و بانى تمام این اتفاقات دو سال گذشته اتفاقاتى بود كه در تلویزیون براى من افتاد.
•یعنى بعد از متوقف شدن «مجموعه ورود ممنوع، ممنوع»؟
آره دیگه. شبكه پنج كارى را با من كرد كه فكر نمى كنم با هیچ كس دیگر این حركت را انجام بدهد. یعنى برخورد آنها و مدیران شبكه تهران باعث شد من، من كه خودم را بچه تلویزیون مى دانستم، از كاركردن در آن دست بكشم و مدتى در سینما فعالیت كنم.
•آخر چرا ساخت این مجموعه اینقدر به مشكل برخورد؟ مشكل از كجا بود؟
هیچى، اونها مى خواستند با زمان كم و پول بسیار كم من و گروه تولید معجزه كنیم و سریالى بسازیم كه این كار از دست ما خارج بود. اى كاش همان اول مى گفتنند نمى خواد تو بسازى، بهتر از این بود كه یك گروه ۵۰ نفره را سرگردان كنند و آخرش هم... من كه امتحان خودم را پس داده بودم. پس این نبود كه نتوانم برنامه را بسازم. نمى دانم. فقط این را فهمیدم كه نباید مدتى در تلویزیون باشم و به خاطر همین سینما را انتخاب كردم.
•خب چرا همان پنج قسمت را هم ساختى؟ راستش همون پنج قسمت هم خوب از كار درنیامده بود.
نمى شد. ما رفته بودیم كه بسازیم ضمن اینكه من مطمئنم اگر كار ادامه پیدا مى كرد در یك هفته اول گل مى كرد.
•و حالا تو مقصر را شبكه پنج مى دانى؟
آره. فقط مى خواهم تشكر كنم از اینكه باعث شدند یك مدت یك گروه ۵۰ نفره نزدیك به یك سال بیكار شوند و اینكه بعد مهران غفوریان هركارى مى خواست انجام بدهد سنگى جلوى پایش انداختند و همه فكر كردند مشكل از مهران غفوریان است. بابت همه اینها تشكر مى كنم چون به هرحال هنر مى خواهد اینكه یك هنرمند را خراب كنى و به نظرم خراب كردن یك هنرمند یك هنر محسوب مى شود.
•ولى این تنها تصادف تو در حین فعالیت  كارى ات نبود.
آره قبول دارم. چند جاى دیگر هم تصادف كردم كه آخر از پژو GLX به پژو GL رسیدم. همه اون ها بعد از اتفاقات ورود ممنوع، ممنوع بود.
•حالا تكلیف آن مخاطبى كه مهران غفوریان را دوست دارد و هر شب ساعت ۳۰/۱۰ زیر آسمان شهر را مى دیده و حتى الان هم كه تكرارش پخش مى شود پاى برنامه است مى نشیند چیست؟
من هنوز مخاطب خودم را دارم و آنها هم من را مى شناسند. فقط باید منتظر بمانند و برنامه هاى بعدى من را ببینند. البته آنها تقصیر ندارند. چون او در خانه اش نشسته و وظیفه من است كه خوراك را براى او فراهم كنم. اما خدا را شكر مى كنم كه باز دوباره مى توانم براى آنها كار كنم.
•فرقى هم نمى كند كه در سینما باشد و یا در تلویزیون؟
نه فرقى نمى كند. ولى دلیل ورود من به سینما این بود كه تصمیم گرفتم چند وقتى را از تلویزیون دور باشم و در سینما تجربه كنم. البته به نظرم این تجربه ها هم خیلى خوب بود و توانستم خیلى چیزها بیاموزم. ارزش كار در سینما خیلى بالا است اینكه یك گروه ۵۰ نفره ۱۲ ساعت كار مى كنند براى گرفتن یك دقیقه و خب این خیلى ارزشمنده.
•یك سئوال بى ربط به ذهنم رسید. اینكه به نظر واردشدن به تلویزیون و سینما خیلى جرات مى خواهد ولى اینكه بخواهى هم بازى كنى و هم كارگردانى جرات بیشترى مى خواهد این جرات را داشتى یا...؟
جرات را داشتم. چون این خیلى مهمه. بعد اعتماد به نفس مى خواهد و بعضى چیزهاى مهم هست كه براى هر كس در زندگى شاید یك بار اتفاق بیفتد و من اولین بارى كه قرار شد كارگردانى كنم این كار را كردم و این اتفاق هم افتاد. خیلى سال بود كه بازى مى كردم و خیلى چیزها بود كه دلم مى خواست مثل عقیده و نظر من انجام بشود. من نظرم را مى دادم اما خیلى تاثیر نداشت و هر كس كار خودش را مى كرد. به خاطر همین بود كه دلم خواست خودم یك كار بسازم.
•یعنى از همان اول «عشق كارگردانى» بودى؟
نه اینكه عشق كارگردانى باشم. ولى ایده هاى زیادى در ذهنم بود كه متاسفانه اجرا نمى شد و این فقط زمانى اتفاق مى افتاد كه خودم كارگردان باشم. مثلاً من استعداد خیلى از بچه هایى را كه هم دوره بودیم بیش از این مى دانستم. به طور مثال «رضا شفیعى جم» را مى گویم. ما در یك برنامه اى با هم كار مى كردیم و من مى دانستم كه این آدم استعدادش زیاده و چقدر قابلیت دارد ولى كسى كه كارگردان بود از قابلیت هاى رضا شناخت نداشت و استفاده نمى كرد. به خاطر این دلایل كه بتوانم حق مطلب را ادا كنم رفتم سراغ كارگردانى الان كارگردانى را بیشتر از بازیگرى دوست دارم.
•یعنى مى خواهى بگویى خیلى بهتر از بقیه مى توانستى از بازیگرها بازى بگیرى؟
نمى گویم خیلى بهتر ولى من در كمدى خیلى از چیزها را مى فهمیدم و مى گفتم كه اجرا نمى شد و حتماً باید در سمت كارگردان بودم تا فكرم اجرا مى شد. در «زیر آسمان شهر» این اتفاق افتاد. یعنى بعد از «هژیرها» و «طبقه وسط» و... آن چیزى كه مى خواستم شد. من مى خواستم مدل برنامه هاى طنز هر شب را از حالت آیتم خارج كنم و به حالت مجموعه برسم. در «زیر آسمان شهر» این اتفاق افتاد و این سبك برنامه طنز شبانه را در اصل من بدعت گذارى كردم.یعنى مجموعه سازى به جاى خبرسازى یادم مى آید حتى مجله «فیلم» پرونده سریال را رفت كه در آن گفته بود كه این یك اتفاق بسیار خوب بود. اما از این اتفاق ها هرچند سال یك بار در تلویزیون افتاد. مثلاً «ساعت خوش» یكى از این اتفاق ها بود كه اون مدل طنز جا افتاد.
•بازیگر شدنت هم یك اتفاق بود؟
سال سوم هنرستان بودم كه «شاهد احمدلو» یك فیلم كوتاه ساخت و من در آن بازى كردم. به جز من بابك اسكندرى و... هم بودند. این فیلم در اولین جشنواره سوره اصفهان اول شد و من از آن موقع به بازیگرى علاقه مند شدم.
•حالا این سیرى كه تا امروز طى كردى و نتیجه اش را هم دیده اى چطور بود؟ از این راهى كه آمدى راضى هستى؟
مى دانى من چطور ماشین خریدم؟
•نه بگو؟
اولین ماشینم یك جیپ سه سیلندر و سه دنده بود ۶۰۰ تومان داشتم. ۶۰۰ تومان را هم از مادرم قرض كردم و خریدم. بعد رنو خریدم. بعد پراید خریدم بعد یك پژو ۴۰۵ خریدم و بعد یك پرشیا. این سیرى كه طى شده به نظرم درسته. من دقیقاً كارم را هم این جورى ادامه دادم.
•عجب مثالى زدى. با ماشین هیچ جا تصادف نكردى؟
با ماشین نه ولى مهران غفوریان سر زیر آسمان شهر تصادف كرد بعدش هم سر «ورود ممنوع، ممنوع»
•اما جواب این سئوال را ندادى كه این روند درست طى شد یا نه؟
یك برگشت زدم و «حرف تو حرف» را ساختم حرف تو حرف آخر كار آیتمى بود و در اصل تمرینى بود براى رسیدن به زیر آسمان شهر. «سروش صحت» یك حرف جالبى به من زد. گفت:  من یك چیزى را در كارهایت دوست دارم و آن هم اینكه همیشه مى خواهى این كارت با كار قبلى متفاوت باشد و این خیلى خوبه.من مى گویم در تلویزیون خنداندن خیلى سخته. ایرانى جماعت خیلى شوخ هستند. روى همین حساب كم پیش مى آید كه از یك  كار خوششان بیاید.به خاطر همین در زیر آسمان شهر من و رضا عطاران تصمیم گرفتیم یك برنامه «بگیر» بسازیم. ولى نه اینكه به هر قیمتى كه شده كارى كنیم كه مخاطب بخندد. من از به هر قیمتى خنداندن بیزارم.
•اینكه «زیر آسمان شهر» یك مجموعه فوق العاده اى بود قبول ولى ساختن قسمت دوم و سوم چى؟
خدایى اش قسمت دوم هم خوب بود.
•با كمى ارفاق آره. ولى قسمت سوم لطمه بزرگى به كل كار وارد كرد.
قبول دارم. آخر تقصیر من نبود. قسمت سوم را به خاطر درخواست مردم و فشار شبكه ساختم ولى خودم مخالف بودم. علت مخالفتم این بود كه از نقش هاى اصلى خسته شده بودم. از جمله خودم، بعد هم آقاى لولایى مى خواست یك مدت كار نكند. چون اون تیپى كه گرفته بود انرژى زیادى از او مى گرفت.
من خودم این عقیده را دارم كه هر چیزى باید در اوج خودش تمام شود. خلاصه آن قدر فشار آوردند كه مجبور شدم بسازم. تازه من هم یك گروه جدید و قوى آوردم مثل «اكبر عبدى» ولى یك سرى اتفاقات افتاد كه كار نگرفت مثل نبودن خشایار و...
• مگر در مجموعه «نقطه چین» یا «پاورچین» طرفدار و مخاطب نمى خواست قسمت دومش ساخته شود، ولى مدیرى این كار را نكرد.
آره. چون تجربه زیر آسمان شهر تلخ بود. در اصل من فداى یك تجربه تلویزیون شدم.
• اگر این اتفاق در سینما برایت رخ بدهد چى؟ مثلاً بدشانسى بیاورى و...
نمى گذارم این طور شود. من به شما قول مى دهم كه فیلمى كه در سینما خواهم ساخت بسیار مى فروشد.
• حتى اگر منتقدان از فیلم تو بد بگویند؟
اتفاقاً مطمئن هستم كه نظر آنها را هم جلب خواهم كرد. من دو سال است كه روى یك فیلمنامه دارم كار مى كنم كه هم مخاطب عام داشته باشد و هم مخاطب خاص.
• آرزو دارى فیلمى كه مى سازى در جشنواره هاى خارجى مثل كن جایزه بگیرد؟
نه. اصلاً من كن و من را دوست ندارم. اصلاً با جایزه و این صحبت ها حال نمى كنم. هیچ علاقه اى ندارم كه فیلم بسازم و آن طرف جایزه بگیرد.
• عجیب است. همه دوست دارند هنرشان اون طرف آب ها گل كند و صدا كند.
همه ایرانى هاى خارج من را مى شناسند و این براى من كافیه. هنر من اون طرف هم گل كرده.
• قبول دارى آدم بسیار متفاوتى هستى؟
آره. مهران غفوریان خیلى فرق مى كند با بهمن قبادى، عباس كیارستمى و...
• حالا چى شد كه در مجموعه طنز «شبكه سه و نیم» بازى كردى؟ فكر نمى كنى بازى در چنین مجموعه هایى به ضرر تو باشد؟
مى دونى چیه، بعضى وقت ها تو مجبورى كارهایى انجام بدهى كه از حیطه اختیارات تو خارجه و تو مجبورى و كاریش هم نمى شود كرد. ضمن اینكه مردم مرا مى شناسند و مى دانند كه من چگونه كار مى كنم. امیدوارم آنها هم بدانند كه من بعضى اوقات مجبورم.
• ولى به چه قیمتى؟
نه به هر قیمتى، ولى وقتى مجبور شوى دست خودت نیست.
• قبول دارى «شبكه سه ونیم» یك كار ضعیف در مجموعه هاى طنز محسوب مى شود؟
ببین مى تواند بهتر از این هم باشد. ولى باید یك سرى تحولات در آن رخ بدهد و یك سرى اتفاقات بیفتد. من كه خیلى سعى كردم این اتفاقات رخ دهد و با آمدنم فضا را عوض كنم.
• حالا تا كى در این مجموعه هستى و بعد چى كار مى كنى؟
تا یك ماه قرارداد دارم و بعد احتمالاً بازى در فیلم سینمایى «دختر میلیون دلارى» به كارگردانى «محمدباقر خسروى» را شروع مى كنم و بعد هم در سریالى به كارگردانى لیالستانى بازى مى كنم. مقدمات ساخت فیلم سینمایى خودم را هم آماده مى كنم تا بعد از اینها شروع كنم. كاست موسیقى ام هم یك ماه دیگر به بازار مى آید. همین.
• راستى دیگر نمى خواهى خودكشى كنى؟ (باخنده)
چرا احتمالاً فردا و شاید هم پس فردا (باخنده)
• و سئوال آخر اینكه «مهران غفوریان» یعنى چه؟
مهران غفوریان عاشق خنداندن مردم.

منبع: شرق




نوشته شده توسط سحر در دوشنبه 17 مرداد 1384 و ساعت 01:08 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 17 مرداد 1384 و ساعت 01:08 ق.ظ

لینک ثابت | نظرات ()


   حقوق این وبلاگ محفوظ است و کپی از آن تنها با ذکر نام مجاز می باشد
All Rights Reserved 2005-2006 © http://tans.mihanblog.com

 Resolution: 1024 * 768

 

انتخابهای اصلی

 

صفحه نخست
پست الکترونیک

طراح قالب وبلاگ

نامه به مدیر وبلاگ

تبدیل به صفحه خانگی

 

[yahoo]

 

نویسندگان

 

سحر(40)
 

موضوعات

 

عمومي(40)
 

آرشیو

 

آذر 1386 (1)
بهمن 1384 (1)
آذر 1384 (2)
آبان 1384 (4)
مهر 1384 (9)
شهریور 1384 (7)
مرداد 1384 (12)
تیر 1384 (2)
خرداد 1384 (2)

 

لینک دوستان

 

 

لینکدونی

 

فرزاد حسنی (- کلیک)
تازه های هالیوود به همراه نقد و برسی فیلم ها (- کلیک)
استاد مهران مدیری (- کلیک)
هدیه تهرانی (- کلیک)
مهران مدیری (- کلیک)
سریالهای ایرانی (- کلیک)
مهران مدیری مرد اول کمدی ایران (- کلیک)
تئاتر ایران (- کلیک)
عشق سینما (- کلیک)
 آرشیو لینكدونی

 

جست و جو

 

 

خبرنامه

 

 

مطالب قبلی

 

 مهران مدیری و یک شاهکار دیگر!

 شقایق دهقان

 طغرل

 برره

 برره

 رضا عطاران

 

 

 شبهای برره و منتقدان

 متهم گریخت

 علی صادقی

 اعتراض رییس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران

 خانه به دوش و اگه بابام زنده بود

 سریال شبهای برره در ماه مبارک رمضان

 شبهای برره




.

 

Copyright © 2005 by Mojtaba Ebrahimi. All rights reserved

 

.