تبلیغات
طنز در سینما و تلویزیون - مصاحبه با مجید صالحی

www.tans.mihanblog.com

 

طنز در سینما و تلویزیون


 

منوی کاربری

 

به وبلاگ طنز در سینما و تلویزیون خوش آمدید.


افراد آنلاین در وبلاگ :


نظر سنجی

‌به نظر شما بهترین بازیگر طنز کیه؟









 

 

آدرسهای ورود

 

 -=-=- آدرس ورودی 1 -=-=-

 -=-=- آدرس ورودی 2 -=-=-

 -=-=- آدرس ورودی 3 -=-=-

 -=-=- آدرس ورودی 4 -=-=-

 

صفحات اضافی

 

 

صفحات وبلاگ

 

 

لینک به ما / لوگوی دوستان

 

 

لینک به طنز در سینما و تلویزیون

 


طنز در سینما و تلویزیون

 


لوگوی دوستان

 

 سریالهای ایرانی وبلاگی درباره سینمای ایران مهران مدیری

 

برای تبادل لوگو پیغام بگزارید

 

 

آمار بازدید

 

امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
ایجاد صفحه : - ثانیه

 

با تشکر از

 

 

  برای دیدین قالبهای آماده برای وبلاگ اینجا کلیک کنید


طراحی از : مجتبی ابراهیمی

قدرت از : میهن بلاگ

 



 

 مصاحبه با مجید صالحی [عمومي , ]

این هم مصاحبه مجید صالحی. یه مقدار طولانیه ولی جالبه. حتما بخونید

لطفا نظر هم فراموش نشه!

 

   رویاهایى كه به حقیقت پیوست

 

111483.jpg

مجید صالحى از جمله بازیگران جوانى است كه با حضور در آثار تلویزیونى توانست خودش را به دنیاى سینما معرفى كند. او با بازى در مجموعه هاى طنز كار خود را شروع كرد و با حضور در مجموعه «سیب خنده» به كارگردانى رضا عطاران به چهره اى شناخته شده تبدیل شد و پس از آن در مجموعه هایى چون «قطار ابدى»، «خانه پدرى»، «روزهاى مهتابى»، «پلیس جوان»، «خوش ركاب»، «اُ مثبت»، «كوچه اقاقیا» و... به ایفاى نقش پرداخت. آخرین مجموعه او «خوش غیرت» نام داشت كه نوروز امسال از شبكه اول سیما پخش شد. این بازیگر در عرصه تلویزیون یك بار نیز در مقام كارگردان ظاهر شد كه حاصل آن مجموعه تلویزیونى «آشتى كنان» بود. وى به غیر از این كارگردانى چندین قسمت از مجموعه «كوچه اقاقیا» را هم انجام داد. «صالحى» براى اولین بار در فیلم سینمایى «یكى بود، یكى نبود» به كارگردانى ایرج طهماسب بازى در سینما را تجربه كرد. او در این عرصه بازى در فیلم هایى چون «خوابگاه دختران»، «مجردها»، «شاخه گلى براى عروس» و... را در كارنامه دارد كه دو فیلم آخرى هم اكنون در سینماهاى تهران روى پرده هستند. با او گفت وگویى انجام داده ایم كه در پى مى خوانید.
• • •
•سال خوبى را شروع كردى، نه؟
شكر خدا امسال شرایط به گونه اى شد كه در شروع سال یك مجموعه و دو فیلم را همزمان روى آ نتن و بر پرده سینما داشتم. اتفاقاً همگى این آثار موفق شدند نظر مخاطبان را جلب كنند. در هر حال فكر كنم شروع خوبى برایم باشد و امیدوارم كه در آینده هم بتوانم این روند را ادامه دهم.
•روند پركارى را؟
نه، منظورم موفقیت در كسب رضایت مردم است، ضمن اینكه همزمانى پخش و اكران این آثار هم نمى تواند دلیلى بر پركارى من باشد؛ چرا كه هر یك از اینها را در فاصله زمانى زیادى نسبت به هم بازى كردم، اما اكران و پخش آنها همزمان شد.
•الان چه حسى دارى؟
از چه بابت.
•از اینكه در كانون توجهات قرار گرفتى. الان فیلم هایت روى پرده است و عكس ها و مصاحبه هایت مرتب در نشریات مختلف چاپ مى شود، در واقع منظورم این است از شهرت و محبوبیتى كه كسب كردى چه حسى دارى؟
خوشحال هستم، اما حس خارق العاده و عجیبى ندارم. فقط حس مى كنم مقدارى مسئولیتم بیشتر شده است. در واقع الان در وضعیتى هستم كه حس مى كنم مردم منتظر این هستند كه كارهاى بعدى ام بهتر از كارهایى باشد كه تا به حال انجام داده ام. ولى این را هم بگویم شهرت و... همه ظواهر كار است و گذرا.
•خیلى كلیشه اى و شعارى جواب دادى.
باور كن اصلاً شعار ندادم. حسم را گفتم.
•یعنى اصلاً برایت مهم نیست كه عكس هایت روى بیلبوردها و سردر سینماها است؟
گفتم، خوشحال هستم. اما بیش از اینها كار خوب برایم بیشتر اهمیت دارد. مثلاً در فیلم «خوابگاه دختران» من یكى از شخصیت هاى اصلى فیلم بودم، اما عكس هایم نه در سردر سینماها بود و نه در پوسترهاى فیلم. ولى با این حال فیلم «خوابگاه دختران» را خیلى دوست دارم. در عوض نسبت به فیلم «شاخه گلى براى عروس» كه اتفاقاً در آن عكس هایم روى سردر سینماها و پوسترهاى فیلم چاپ شد، تعلق خاطرى ندارم.
•یعنى این فیلم را دوست ندارى؟
حس خاصى نسبت به آن ندارم.
•چرا؟
من معتقدم كه بازیگر باید در هر كارى نكته جدیدى را ارائه كند و متعاقباً نكته تازه اى هم بیاموزد، اما این اتفاق براى من در فیلم «شاخه گلى براى عروس» نیفتاد. شرایط در آنجا به گونه اى بود كه دوست داشتم هر چه زودتر كار تمام شود. در هر حال خیلى تمایل ندارم كه راجع به این فیلم حرف بزنم.
•از حذف صحنه هایى كه در آنها نقش زن را بازى مى كردى، ناراحت هستى؟
از این مسئله هم ناراحت هستم، ولى این ربطى به كارگردان ندارد. ناراحتى من از جاى دیگرى است.
•دستمزدت را نداده اند؟
نه، اتفاقاً گروه بسیار محترمى بودند و از این بابت هیچ مشكلى با آنها نداشتم و از تمامى شان هم ممنون هستم.
•پس ناراحتى ات از این بابت است كه حس كردى كارگردان حرف تازه اى براى گفتن ندارد و تو نمى توانى چیز تازه اى از او یاد بگیرى؟
چرا جوسازى مى كنى، شوخى كردم، من ترجیح مى دهم راجع به این فیلم حرفى نزنم. شما هم كوتاه بیا.
•حالا كه بحث به اینجا كشید یك فلاش بك به گذشته مى زنیم. هر چند الان مدت زیادى از پخش مجموعه «خوش غیرت» گذشته، اما مى خواستم بدانم حضور در این مجموعه نكته تازه اى به تو آموخت؟
انگار قصد كوتاه آمدن ندارى.
•نه، بحث كوتاه آمدن و نیامدن نیست. من این سئوال را با توجه به حرف هایى كه زدى پرسیدم؟
من بازى در مجموعه «خوش غیرت» را بیش از هر چیزى به خاطر رفاقت با «على شاه حاتمى» قبول كردم. ضمن اینكه او كارگردانى است مسلط كه وقتى سر صحنه مى آید بر همه عناصر صحنه اشراف دارد. «شاه حاتمى» از لحاظ زمانى در شرایط بسیار نامناسبى قرار داشت، اما توانست در این مدت كم مجموعه را براى پخش آماده كند.
•اما كار قابل قبولى نبود؟
خب این نظر شما است. ولى من معتقدم به خاطر اینكه توانسته با مخاطب ارتباط برقرار كند، كار موفقى بوده. در ضمن خیلى دوست دارم كه بدانم چرا مى گویى «خوش غیرت» كار قابل قبولى نبوده است.
•من دلایلم را به خود آقاى شاه حاتمى گفتم. اگر دوست دارید به شما هم مى گویم.
بفرمایید و اگر اجازه دهید تا آنجایى كه مربوط به من باشد به آنها پاسخ دهم.
•«خوش غیرت» به نظر من یكى از شعارى ترین مجموعه هایى بود كه تا به حال ساخته شده، شخصیت ها به خصوص شخصیت «عزت» داراى یك دوگانگى و تضاد شخصیتى بودند و همه اینها در كنار هم باعث شده بود تا مجموعه فاقد استحكام لازم باشد؟
در صحبت هاى قبلى ام هم به شما گفتم یكى از دلایل بروز این مسئله زمان كم براى تولید بود. ضمن اینكه باید بگویم با نظرت نسبت به شخصیت خودم اصلاً موافق نیستم.
111486.jpg
•الان صحبت راجع به «خوش غیرت» به قول معروف یك جورایى «چوب به مرده زدن» است، اما اگر دوست دارى درباره آن با هم بحث مى كنیم؟
خوشحال مى شوم.
•از زمان پایان قصه مجموعه «خوش ركاب» تا زمان شروع قصه «خوش غیرت» نزدیك به ۱۶ سال گذشته بود. یعنى شخصیت ها ۱۶ سال بزرگتر شده بودند، ما اصلاً در بازى تو نشانى از این گذشت زمان را نمى دیدیم. قاعدتاً «عزت» باید از لحاظ اخلاقى كمى بزرگتر مى شد و در رفتارش نوعى پختگى را مى دیدیم.
در هر حال خوشحالم از اینكه حداقل در ظواهر و گریم شخصیت «عزت» این تغییرات را دیده اى.
•قرار نشد موضع بگیرى. گفتى بحث كنیم، من هم موضوع بحث را مطرح كردم.
نه به خدا موضع نمى گیرم، حقیقت را گفتم. اما مطلبى هم كه تو گفتى شاید درست باشد.
•چرا شاید؟
چون ممكن است نظر دیگران چیز دیگرى باشد. گذشته از این من نمى خواهم با صحبت هایى كه مى كنم نوع بازى ام را توجیه كنم.
•پاسخت اگر منطقى باشد كه دیگر توجیه نیست.
دلیل مسئله اى كه گفتى اولاً به زمان كم تولید برمى گشت. یعنى ما هیچ فرصتى نداشتیم كه روى نقش هایمان متمركز شویم. ضمن اینكه فیلمنامه هم خیلى مواقع سر صحنه نوشته مى شد و همان جا به ما مى رسید.
•شما بخواهید یا نخواهید با جوابى كه دادید كارتان را با در پیش كشیدن مسئله كمبود وقت توجیه كردید. چرا كه بیننده اصلاً نمى داند كه شما وقت داشتید یا نداشتید. فیلمنامه آماده بوده یا نبوده، او براساس آنچه كه بر صحنه تلویزیون مى بیند، قضاوت مى كند.
حرف شما منطقى است. جواب منطقى هم مى خواهد.
•پس بفرمایید؟
من معتقدم هر انسانى داراى یكسرى خصوصیات اخلاقى است كه این خصوصیات در وجود او نهادینه شده. یعنى اگر سال ها هم از عمر او بگذرد باز هم آن خصوصیات در وجودش و در رفتارهایى كه از خودش بروز مى دهد، دیده مى شود. «سادگى» هم یكى از خصوصیات نهادینه شده در وجود «عزت» است. اگر ۶۰۰ سال هم از عمر او بگذرد، در رفتارش سادگى و بى آلایشى را مى بینیم. «عزت» ذاتاً آدمى است ساده كه روى رفتارهایى كه از خودش بروز مى دهد، تمركز چندانى نمى كند و در لحظه رفتارهایى از خود نشان مى دهد. در واقع «شاه حاتمى» هم شخصیت عزت را بر همین مبنا نوشت و من هم بر همین اساس آن را بازى كردم.
•حرف شما درست، اما «عزت» در زندگى اش یك دوره اى را پشت سر گذاشته كه سپرى كردن این دوره مى بایست روى رفتارش تاثیر گذاشته باشد؟
منظورت حضور «عزت» در جبهه است.
•دقیقاً.
اتفاقاً این جزء نكات ظریف شخصیت «عزت» است. او در زمان حضورش در جبهه از نزدیك مشاهده كرده كه چه جوان هایى براساس چه اهداف و آرمان هایى جان خود را از دست داده اند. اما وقتى او به درون جامعه مى آید، مى بیند كه دیگر هیچ كسى براى آن آرمان ها و... ارزشى قائل نیست. همین باعث شده تا گوشه عزلت را انتخاب كند و خودش را یك جورایى به بى خیالى بزند، اما در برخى از سكانس ها مى بینیم وقتى پاى این صحبت ها به میان كشیده مى شود، بلافاصله تغییر شخصیت مى  دهد و خیلى جدى راجع به این مسائل حرف مى زند.
•این امر به شكل بطئى در بازى شما دیده نمى شود. یعنى باید در رفتارهاى روزمره «عزت» حداقل رگه هایى از این تحول دیده شود تا مخاطب در آن سكانس هاى بخصوص حرف هاى او را باور كند و طورى نباشد كه بیننده حس كند كه این حرف ها در دهان «عزت» گذاشته شده است؟
من فكر مى كنم وجود عكس «حاج احمد» در خانه «عزت» و كنار قفس مرغ عشق هاى او نشان دهنده این مسئله باشد، یعنى در واقع نویسنده و كارگردان با این المان زمینه لازم را براى مخاطب ایجاد كرده تا اگر حرف از «حاج احمد» و... آمد، «عزت» از خودش واكنش نشان دهد.
•خب اگر شخصیت «عزت» تا این اندازه با مطالعه نوشته شده و متعاقباً مجموعه «خوش غیرت» هم اثرى است عمیق و غیرشعارى، پس چرا شما حضور در آن را فقط به واسطه دوستى ات با «على شاه حاتمى» پذیرفتى، به هر حال مجموعه اى با چنین پیچش ها و چالش هایى كه گفتید، هر كسى را ترغیب مى كند تا در آن بازى كند.
این سئوال پر از شیطنت ژورنالیستى است. خب به هر حال من باید از كارم دفاع كنم و نسبت به بازى و شخصیتى كه ارائه داده ام پاسخگو باشم، ضمن این كه من منكر ضعف هاى سریال نمى شوم. اما من به شما مى گویم وقتى یك سریال توانست مخاطب را جذب كند، موفق بوده. گذشته از اینها من واقعاً به «شاه حاتمى» علاقه دارم و این علاقه و دلبستگى من به او بیش از هر چیز دیگرى در پذیرش كار موثر بود.
•پس بگو به خاطر رفاقت كار را قبول كردم و این قدر از آن دفاع نكن؟
اگر بخواهم صادقانه حرف بزنم، باید بگویم كه خودم هم قبول دارم كه براى شخصیت «عزت» در مجموعه «خوش غیرت» كم مایه گذاشتم. خیالت راحت شد!
•رفاقت شما با «شاه حاتمى» از چه زمانى شروع شد، از «خوش ركاب» یا قبل از آن؟
شاه حاتمى یكى از كارگردان هایى بود كه خیلى دوست داشتم با او كار كنم.
•چه فیلمى از او دیده بودى كه این حس در تو ایجاد شد؟
من در جریان جشنواره كودك و نوجوان اصفهان با «شاه حاتمى» آشنا شدم. او در این جشنواره حضور داشت و اتفاقاً هم جایزه بهترین كارگردانى را گرفت. وقتى این فیلم را دیدم، دوست داشتم كه فرصتى پیش بیاید تا با او كار كنم. این اتفاق یك سال بعد برایم اتفاق افتاد و او مرا براى بازى در مجموعه «خوش ركاب» دعوت كرد.
•یعنى بازى در كارهاى «على شاه حاتمى» جزء آرزوهایت بود؟
یك جورایى جزء رویاهایم بود، با توجه به سبكى كه او براى آثار سینمایى اش انتخاب كرده بود، فكر مى كردم كه هیچ وقت این اتفاق نخواهد افتاد، اما به هر حال شكر خدا توانستم با او كار كنم.
•الان كه براى خودت موقعیت تازه اى به دست آوردى چطور، كار با كدام كارگردان جزء آرزوهایت است؟
خیلى ها. مثل مهرجویى، فرمان آرا و حاتمى كیا.
•چرا هر وقت من این سئوال را از بازیگران مى پرسم، همه بدون استثنا نام «حاتمى كیا» را مى آورند؟
دلیل روشنى دارد، به نظر من در آثار «حاتمى كیا» بازى بازیگر تحت هدایت او متبلور مى شود، یعنى تو مى توانى كاملترین بازى بازیگران را در كارهاى این كارگردان ببینى، ضمن این كه برخى از فیلم هاى او مثل «آژانس شیشه اى»، «از كرخه تا راین» و... یك نوع دلبستگى در وجود آدم نسبت به او به وجود مى آورد.
•در خصوص بازیگران چطور، این حس را دارى، یعنى جزء آرزوهایت است كه با بازیگر خاصى همبازى شوى؟
بله، خیلى هستند مثلاً «محمدرضا فروتن» و «آتیلا پسیانى» از بازیگرانى بودند كه خیلى دوست داشتم با آنان همبازى شوم، رویایى كه با حضور در فیلم «مجردها» به حقیقت پیوست.
•فكر نمى كنى بعدها از گفتن این آرزوها و رویاها پشیمان شوى؟
نه، حقیقت را باید گفت. من همیشه به این فكر مى كردم كه آیا روزى مى شود با بازیگرانى مثل «فروتن» و «پسیانى» همبازى شوم. اراده كردم و این اتفاق افتاد و خدا هم كمكم كرد. البته چون همیشه به این مسئله فكر مى كردم، وقتى به آن رسیدم، قدرش را دانستم؛ یعنى وقتى همراه با اینها جلوى دوربین بودم به خودم مى گفتم: «این همان فرصتى است كه سال ها به آن فكر مى كردى، پس راحت از دستش نده!»
•برخورد «فروتن» و دیگر بازیگران حرفه اى مثل «پسیانى» و «زارعى» با تو چطور بود، آنان طورى رفتار نمى كردند كه خودشان را نسبت به تو كه از تلویزیون به سینما آمده اى بالاتر بدانند؟
نه، اتفاقاً خیلى خوب و حرفه اى رفتار مى كردند، آنان حتى در برخى مواقع هم كمكم مى كردند و شرایطى را مهیا مى ساختند تا من جلوى دوربین احساس راحتى كنم. به عنوان مثال تكه كلام «اوكى» (OK) را «مریلا زارعى» به من پیشنهاد داد كه از آن استفاده كنم. كه خوشبختانه خوب هم از كار درآمد. در هر حال حضور در «مجردها» تجربه بسیار خوبى برایم بود و من از «اصغر هاشمى» به عنوان كارگردان، یدالله شهیدى تهیه كننده كار و بازیگرانى كه نام بردم چیزهاى بسیارى آموختم.
•چطور شد كه براى این فیلم انتخاب شدى؟
اصغر هاشمى مرا انتخاب كرد. البته وقتى این فیلم به من پیشنهاد شد، تولید كار چندین بار به تعویق افتاد، اما من به خاطر حضور در این فیلم، منتظر ماندم و حتى چندین پیشنهاد سینمایى را هم رد كردم، در هر حال امروز نه تنها از این كار خودم ناراحت نیستم، بلكه احساس خوبى هم دارم.
•در صحبت هایت به مسئله «رفاقت» و دوستى خیلى اشاره كردى، الان اگر «رضا عطاران» كه از دوستان صمیمى ات است به تو پیشنهاد بازى در یك مجموعه طنز آیتمى را بدهد قبول مى كنى؟
من، «رضا» را خیلى دوست دارم و هر وقت كه او به من احتیاج داشته باشد، كمكش مى كنم، البته یك بار در زمان تولید «كوچه اقاقیا» این اتفاق افتاد. آن نقش را من اصلاً دوست نداشتم و حتى «رضا» هم علاقه اى به آن نداشت، ولى به هر حال به خاطر این كه كار وارد مسیر تازه اى شود، این شخصیت وارد قصه شد. خاطرم هست كار تمام شد، رضا به بچه ها گفت: «ما مجید را براى این كار قربانى كردیم.»
•گویا چندین قسمت از مجموعه «كوچه اقاقیا» را هم كارگردانى كردى؟
رضا در چند جلسه به دلیل خستگى كارگردانى چند قسمتى را به من واگذار كرد. البته او در زمان «قطار ابدى» این كار را انجام داده بود و با توجه به اعتمادى كه به من داشت، كارگردانى چند قسمت از مجموعه «كوچه اقاقیا» را به من واگذار كرد.
•شما از تحصیلكردگان تئاتر هستى، اما اصلاً در این عرصه حضور ندارى؟
آن چنان هم كه مى گویى دور نیستم، من هر وقت پیشنهاد خوبى در تئاتر داشتم آن را قبول كردم. سال ۱۳۸۰ از طرف «رحمان سیفى آزاد» براى بازى در نمایش «شب نشینى در جهنم» دعوت شدم و در آن بازى كردم. این كار را خیلى دوست داشتم.
•بعد از «شب نشینى در جهنم» پیشنهاد دیگرى نداشتى؟
چرا، آخرین پیشنهاد همین امسال بعد از تعطیلات نوروز «مهرداد رایانى مخصوص» از من براى بازى در نمایش «خانم سرگرد باربارا» دعوت كرد. متاسفانه اجراى نمایش همزمان شده بود با سفر من به خارج از كشور و كار جدیدم، به همین دلیل نتوانستم در خدمت این نمایش باشم.
•... و كار جدید
احتمالاً كارگردانى یك كار تلویزیونى را انجام خواهم داد.
•سریال یا فیلم؟
اجازه بدهید قطعى بشود، بعداً جزئیات كار را مى گویم. خسته نباشید.



نوشته شده توسط سحر در سه شنبه 28 تیر 1384 و ساعت 04:07 ق.ظ
ویرایش شده در یکشنبه 9 مرداد 1384 و ساعت 05:07 ق.ظ

لینک ثابت | نظرات ()


   حقوق این وبلاگ محفوظ است و کپی از آن تنها با ذکر نام مجاز می باشد
All Rights Reserved 2005-2006 © http://tans.mihanblog.com

 Resolution: 1024 * 768

 

انتخابهای اصلی

 

صفحه نخست
پست الکترونیک

طراح قالب وبلاگ

نامه به مدیر وبلاگ

تبدیل به صفحه خانگی

 

[yahoo]

 

نویسندگان

 

سحر(40)
 

موضوعات

 

عمومي(40)
 

آرشیو

 

آذر 1386 (1)
بهمن 1384 (1)
آذر 1384 (2)
آبان 1384 (4)
مهر 1384 (9)
شهریور 1384 (7)
مرداد 1384 (12)
تیر 1384 (2)
خرداد 1384 (2)

 

لینک دوستان

 

 

لینکدونی

 

فرزاد حسنی (- کلیک)
تازه های هالیوود به همراه نقد و برسی فیلم ها (- کلیک)
استاد مهران مدیری (- کلیک)
هدیه تهرانی (- کلیک)
مهران مدیری (- کلیک)
سریالهای ایرانی (- کلیک)
مهران مدیری مرد اول کمدی ایران (- کلیک)
تئاتر ایران (- کلیک)
عشق سینما (- کلیک)
 آرشیو لینكدونی

 

جست و جو

 

 

خبرنامه

 

 

مطالب قبلی

 

 مهران مدیری و یک شاهکار دیگر!

 شقایق دهقان

 طغرل

 برره

 برره

 رضا عطاران

 

 

 شبهای برره و منتقدان

 متهم گریخت

 علی صادقی

 اعتراض رییس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران

 خانه به دوش و اگه بابام زنده بود

 سریال شبهای برره در ماه مبارک رمضان

 شبهای برره




.

 

Copyright © 2005 by Mojtaba Ebrahimi. All rights reserved

 

.